آخرین نوشته‌ها

چشماش…چشماش…

روی اون نیمکتای سرد،ما خندیده بودیم،بهم دیگه گفته بودیم دلمون برای همدیگه تنگ میشه،حتی کنارت گریه کرده بودم،این آخری خیلی مهمه.مگه تو عمرم کنارِ چند نفر گریه کرده بودم؟ولی الان فقط بهم…

افرادی که «چشماش…چشماش…» را توصیه کرده‌اند

می چرخد هوای تو در سرم…

مرا خود با تو چیزی در میان است.یه چیزی فراتر از لباس سفید،یا انتخاب لاک زرشکی،یا اینکه ازت اجازه بگیرم موهامو هایلایت صورتی و خاکستری کنم.یه چیزی فراتر از چمدون بستن برای…

افرادی که «می چرخد هوای تو در سرم…» را توصیه کرده‌اند