ترمیم لطمه وارده به گفتمان انقلاب اسلامی

در ایران که سیاست مبتنی بر حزب نداریم. وقتی یک گفتمان کاندیدایی به عرصه انتخابات وارد می کند، در واقع عصاره و شیره‌ی وجودی خودش در زبان او می چکد. هر نماینده ای زبان گویای کسانی است که او را برگزیده و به میدان آورده اند. در نتیجه هر چه که او بگوید، در حکم تفکر این گفتمان به حساب می رود و اگر او شکست بخورد، هزینه این شکست را گفتمانی می دهد که وی آن را نمایندگی نموده است.

اصولگرایی از یک جایی وارد میدان شد و گفتمان انقلاب اسلامی را به خیالش خود از آن خود کرد. خود را و نمایندگان خود را انقلابی نامید و دیگران را غیر انقلابی. حتی برخی را بدون محکمه و دفاع محکوم کرد و آن ها را به گوشه ای فرستاد. کار به جایی رسید که خواست های خود را ملاک بصیرت نامیده و سرمایه های انقلاب اسلامی را بی بصیرت و … معرفی کردند. این شد که به تدریج سعی در ایجاد شکافی در نیروهای درون انقلاب اسلامی کرد که متاسفانه مشکلات اصلی جامعه در لوای آن از یاد رفت.

اقتصاد از بین رفت، شهرها به جمعه بازار تبدیل شدند، کارآفرینی هم به کرایه کشی با پراید و سوپرمارکت های فصقلی سرکوچه تبدیل شد که برای توزیع پفک و کاکائو که کودکان مردم را معتاد به قاقالی لی می کند- تبدیل شد. حاشیه نشینی رشد کرد و حتی طرح های جدید ساخت مسکن به حاشیه نشینی جدیدی تبدیل شد. در زیر سایه اقتصادِ بدون تولید، فرهنگ خوشگذرانی از نوکسیه هایی که در بازار ارز و مسکن به خوبی دلال می کردند ایجاد شد و بهره کشی از نیروی کار عرف و ویلاسازی در طبیعت و امثالهم مُد شد.

حال همین گفتمان دوباره از طریق دو نماینده خود وارد عمل شده است تا دقیقا بر اساس همان شیوه انقلابی گری عمل کند. اما حتی در ورود به میدان انقلابی گری در صحنه انتخابات نیز فاقد آن توان لازم برای توجیه و ارائه خود است. استفاده از تاکتیک مقابله به مثل و کپی کردن از شیوه های انتقادی دیگران از یک سو و عدم توانایی نقد و بیان شفاف دیدگاه ها از سوی دیگر موجب شد که این شائبه به فکر برسد که یا گروهی که به نظر خودش گفتمان انقلابی دارد ضعیف است و یا مدیران چندین ساله کشور اساساً فاقد توانایی نقد و بیان هستند که خوشبختانه با تجربه برجام دیده شد که اینگونه نیست.

علاوه بر این که به سرقت بردن گفتمان انقلاب اسلامی توسط این گروه نوعی ایجاد انشقاق در آن و زدن آسیب به حقوق مردم از ۹۸درصد رای مثبت به جمهوری اسلامی بود، به علاوه آن ها نمایشی ضعیف از عملکرد انقلاب اسلامی در گفتمان خود ارائه دادند. البته مردم می دانند که این گفتمان، مساوی انقلاب اسلامی نیست و گفتمان انقلاب اسلامی به قوت خود باقی است و در راه اصلاح شرایط پدید آمده است. بلکه این تتمه های همان گروهی است که پیشتر و به انحاء مختلف سعی در برجسته کردن خود به نام انقلاب بود و اینک با بازی ضعف خود در حال زوال است.

گروهی که زمانی به شدت به انحراف رفته و به گروه انحرافی مشهور شد، با وجود اینکه سعی کرد با یک خانه تکانی جزئی خود را مجددا وارد میدان کرده، با نام انقلاب اسلامی میدان داری کند، اینک کاندیداهای انتخاباتی آن، نمایش ضعیفی از خود نشان دادند. نشان داد که این گروه که تا به حال از فرصت های بسیار برای ارتقا و سازمان دهی خود استفاده کرده بود، قدرت انسجام و جذب حداکثری را نداشته، علاوه بر انشقاق و لطمه زدن به گفتمان انقلاب اسلامی، حتی توانایی ارائه ادبیاتی انقلابی از خود نداشت.

این گروه خود را به صورت مسخره کردن دیگران و یا حمله و تهدید گروه مقابل نشان داد، در حالی که گفتمان انقلاب اسلامی، می بایست منشوری از اخلاق ناب محمدی و مناظره رضوی از خود نشان می داد.

البته مردم ایران مثل همیشه آگاه هستند و بهایی که با دادن شهیدان خود از رئیس علی دلواری، حسن مدرس، سیدعلی اندرزگو، ایوب معادی، حمید باکری و پیروانش در طی قیام های منتهی به انقلاب اسلامی از سربداران و مشروطه تا کنون داده اند، را با این نمایش ها از دست نمی دهند.

گفتمان انقلاب اسلامی با حضور و شعور مردم و رهایی از انشقاق و انشعاب به سمتی خواهد رفت تا همبستگی خود را در مشارکت عمومی بالای آن نشان داده و با روش های معقول تری جامعه را اداره کند.

امروز سیاست اعتدالی حسن روحانی می تواند بار دیگر ثابت کند که انقلاب اسلامی محصول زحمات تمامی مردم و سرمایه اصلی آنان برای نفی سلطه و به معنای واقعی استقلال و آزادی است. بار دیگر فرصتی به دست آمده است تا عهد مردم در روز جمهوری اسلامی تکرار شود آن هم با سیاست اعتدالی روحانی که به دنبال حفظ ارزش های انقلاب اسلامی، نفی سلطه، آزادی بیان، ارتقای اعتماد عمومی و افزایش رفاه اجتماعی است.