تتلو، موج گردابی و آوانگارد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی صداهای خاص خود را داشت. صداهایی که بیشتر و بیشتر با “سپیده” ماندگار شده اند. سپیده، ملغمه ای از نت، همراهی ارکستری و شعر انقلابی بود. آن قدر شاعر پشت انقلاب اسلامی نشسته بود که این یک شعر خلق شود. این یک شعر هم نثار آن رای نود و هشت درصدی مردم به جمهوری اسلامی شد. شاعران ترجمان ذهن مردم و کشته ی خواست آن ها هستند. همه شاعران پیش از انقلاب پنجاه و هفت در آن فضای سیاه زندگی کردند و زمستان و کویر را نوشتند. تا این که سپیده شکفت و حلق نازنینی آن همه شعر را به آسمان پراکند. مردم سپیده را از بام گرفتند و همیشه گوش می کنند:

ایران ای سرای امید
بر بامش سپیده دمید

پشت سر همه انقلاب ها و شعارهای آن، شعر و پشت شعرها، حقیقتی نهفته است که مردم درباره آن بارها و بارها فکر کرده اند. انقلاب حرکتی رادیکال و فکری است و هر انقلابی به ساعتهای بسیاری نیاز دارد که صرف فکر کردن شده باشد. بعد از انقلاب، آدم های بسیاری تجلی می یابند که شعر می گویند و ترانه می خوانند و می شود سپیده، هر اندیشه ای سپیده ای دارد و هر سپیده ای اندیشه ای. قدر و منزلت هر انقلابی با آهنگ های سپیده اش و شاعرانش مشهود است. سپیده آوانگارد است چون انقلاب آوانگارد است.

***

اما وقتی موجی فقیر باشد و دست به دامن موسیقی عامه پسند و از نوع زیرزمینی و هرجایی آن شود، در آن سپیده ای دیده نمی شود. فقر در آن مشهود است و آن نشان می دهد که حرکتی آوانگارد نیست و فضای عامه پسند بر آن احاطه دارد. موجی که تصورش از مردم را در بازوهای عضلانی طرح دار عیان کند، در شهرت بی معنای بغبغو و سخن های فاقد اندیشه نشان دهد، انقلاب نیست و بسیار فقیرتر از آن است که خود را به انقلاب اسلامی منسوب کند. انقلاب آوانگارد است و تتلوخوانی فاقد هیچ معنای خاصی نیست. می توان به این فکر کرد که چرا حرکتی که خود را کفیل انقلاب اسلامی می خواند، هیچ خواننده و شاعر آوانگاردی ندارد؟

پوپولیسم بهترین نامی است که شاید بتوان بر این موج کوتاه نام گذاشت. حتی حرکت هم در این موج وجود ندارد و هیچ آرمان و آینده ای را برای مردم ترسیم نمی کند. نقدهای کج دار و مریض، آرمانگرایی ساختگی، مهره ی خشن و فاقد کاریزمایی که تمام سرمایه های عاطفی دنباله روان را هدر می دهد و زبانی ضعیف که تمام نوشته های پشتیبان دهنده آن ها را به باد فنا می دهد. فقر هم در موسیقی و هم در سخن این موج گردابی مشهود است و آخر آن نیز در قعر گودالی است که به پایان این موج به ظاهر انقلابی می انجامد.

***

اما این نیشتر ها لازم هستند که انقلاب اسلامی را از رکود اندیشه و امکان رشد پوپولیسم و موسیقی عامه پسند و شعر عامه پسند بیدار کند. این روحی است که با پیدایش یک تفکر قلابی درون تفکر اصیل انقلابی خود را نشان می دهد. انقلاب اسلامی در راستای سپیده شدن روح مردم ایران رخ داده است، تفکری اوانگارد(غنی) و حرکتی بلند دارد. شکل گرفتن موج گردابی و طرد آن از سوی آرای مردم نشان دهنده این است که مردم هنوز ته مایه های انقلاب اسلامی را دارند و هر انحراف و زاویه ای را خوب تشخیص می دهند. اشتباهاتی که به رخ دادن تفکر تتلیتی در انقلاب انجامید، موجب شد که با نیشتر آن ترانه های انسجام بخشی توسط الحان ایرانی ساخته شده و مردم را کنار هم آورد.

انقلاب اسلامی مردم و اندیشمندان دنیا را شگفت زده کرده بود و آن شگفتی در همین آوانگارد بودن آن است. آوانگاردی که هر گونه صدای عامه پسندی را با بازخوانی سپیده کنار می زند. ما هنوز زنده هستیم و کویر و کشف الحقایق می خوانیم. اگر پوپولیسم مرگ تفکر و رشد اجتماعی است؛ آوانگارد زندگی و حیات است.