چرا تصمیم گرفتم که شناسنامه سفید خود را جوهری کنم؟

همکاری دارم که از تحریمی‌های پروپا قرص است. شناسنامه سفیدی دارد که تاکنون مهر هیچ انتخاباتی بر آن نقش نبسته است! طی یکی دو ماه اخیر مدام بر عدم شرکتش در انتخابات تاکید و به آن افتخار می‌کرد. در میانه بحث‌های سیاسی، نگاهی عاقل اندر سفیه به ما می‌افکند و روشنفکرانه از اینکه انتخاب رییس‌جمهور وابسته به رای مردم نیست و پیشاپیش تعیین شده است سخن می‌گفت!

اما دو سه روز پیش وقتی از او پرسیدم که بالاخره در انتخابات شرکت می‌کند یا خیر؟ از پاسخ او شگفت زده شدم! گفت با اینکه عزم جدی برای عدم شرکت داشته‌ام ولی به دلیل هراس از حضور رقبایی مثل رییسی و قالیباف تصمیم به رای دادن گرفته‌ام.

می‌گفت برای من که هرگز رای نداده‌ام سخت است که شناسنامه‌ام را جوهری کنم ولی هیچ زمانی چون امروز (حتی دوره خاتمی) نگران به قدرت رسیدن رقبای روحانی نبوده‌ام!

می‌گفت دارم کم‌کم پی می‌برم که انتخاب روحانی نه تنها از پیش تعیین شده نیست بلکه اگر نجنبیم ممکن است همین فضای مختصر برای تنفس (تلگرام) را هم از دست بدهیم!

می‌گفت نسل ما خسته‌تر از آن است که تن به آزمون بیراهه‌ها و اتلاف منابع و سرمایه‌ها بدهد! اینکه با وجود ترامپ دیوانه و غیر قابل پیش‌بینی، کوچکترین ماجراجویی می‌تواند به قیمت نابود شدن بسیاری از زیر ساخت‌ها مانند عسلویه منجر شود!

می‌گفت که بعد از تجربه ناخوشایند دولت احمدی‌نژاد، تازه توانسته‌ایم طعم آرامش را بچشیم. در آن دوران بازار نا آرام، روابط با دیگر کشورها ملتهب و دغدغه کاهش ارزش پول ملی دائمی بود.

می‌گفت اگرچه دولت روحانی نتوانسته به تمام وعده‌هایش جامعه عمل بپوشاند ولی همین که به وسیله برجام کشور را از افتادن در پرتگاه جنگ رهایی بخشیده، غنیمت است.

می‌گفت اگر به همین دستاوردهای به ظاهر اندک، نگاه واقع بینانه‌ای داشته باشیم آنها را بزرگ می‌یابیم. حداقل در ایران و با مختصات ویژه آن! سرزمینی که همواره در طول تاریخ مورد تهاجم بوده و آرامش و امنیت برای آن حکم کیمیا را داشته است!

می‌گفت تصمیم گرفته ام که برای حفظ همین دستاوردها در انتخابات شرکت و شناسنامه خود را جوهری کنم!

همه باید سعی کنیم که به عقب برنگردیم…